X
تبلیغات
زولا
روزنه ی امید!

آمار و RSS


فید این وبلاگ



  Spreadfirefox Affiliate Button
بقیه دوستان
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ما و کائنات...

ما اغلب خود را محور دنیا و مافیها فرض می کنیم و فکر می کنیم که همه دنیا به خاطر ما می گردد، آسمان و زمین و ستارگان به خاطر خوش آمد ما، در سیر و گردشند. فکر می کنیم که آسمان در غم ما خواهد گریست و یا دل سنگ از درد ما آب خواهد شد، یا گردش ستارگان متوقف خواهد گشت. اما بعد می فهمیم که در این دنیای بزرگ میلیون ها انسان مثل ما آمده اند و رفته اند و هیچ تغییری در گردش روزگار بوجود نیامده است... این ما هستیم که مغروریم و خود را بزرگ می پنداریم... ولی از کاهی کوچک هم، کمتریم که در اقیانوس هستی به دست طوفان های بلا و امواج متلاطم بالا و پایین می رویم، بدون آن که از خود اختیاری داشته باشیم و یا قدرتی که مسیر امواج را، یا حرکت خویش را تغییر دهیم... با درک این حقیقت باید از مرکب غرور پیاده شویم و طریقت رضا و تسلیم را شیوه ی خود کنیم، دردها را بپذیریم، به لذات زودگذر غره نشویم، خود را ابدی فرض نکنیم و از آمال و آرزوهای دور و دراز چشم بپوشیم... 

قسمتی از دست نوشته های شهید دکتر چمران




نرم افزار نهج البلاغه و غررالحکم برای موبایل

دو نرم افزار اسلامی دیگر برای موبایل، ادامه مطلب را ببینید...




ادامه


گفتگوی آب و عباس.......
دریا صدا زد ای لبت عطشان،من آبم             آبی بنوش ای آتشت کرده کبابم

عباس گفت ای آب حاشا کز تو نوشم              آید صدای ناله‎ی اصغر به گوشم

دریا صدا زد ساقی عطشان که دیده؟!          ای بحر را هم داده آب از اشک دیده

عباس گفت ازتشنگان شرمنده هستم              آخرنگاه فاطمه باشد به دستم

دریا صدا زد توهمه هستِ حسینی         نیروبگیر از من که خود دستِ حسینی

عباس گفتا اوست مولا،من غلامم                   بی او بُوَد آب روان آتش به کامم

دریا صدا زد ای زده آتش به هستم          من چون تو بر داغ لب تو تشنه هستم

عباس گفتا تشنه تر از تو رباب است        در سینه اش آتش بجای شیر ناب است

دریا صدا زد گر نمینوشی ز من آب         آب از چه همره می بری با این تب و تاب

عباس گفتا وعده دادم برسکینه                            تا آب آرم بهر گل های مدینه

دریا صدا زد ای همه ایثار و صبرت                       زیبد که تا محشر بگردم دور قبر



ازدواح والدین مقدس اردبیلی
شخصی کنار جوی آبی نشسته بود ، دید سیبی بر روی آب می آید دست برد و سیب را برداشت و خورد . بعد از خوردن سیب به فکر افتاد که این سیبی که خوردم از کجا بود ؟ از کدام باغ بود ؟ رفت تا به باغی که سیب از آن باغ بود ، رسید . وقتی صاحب باغ را پیدا کرد از او سئوال کرد : من سیبی از روی آب برداشتم و خوردم و بعد فهمیدم که سیب از باغ شما بوده است . نزد شما آمده ام که مرا حلال کنید یا آنکه قیمتش را بپردازم . صاحب باغ در جواب گفت : این باغ فقط از من نیست ، ما چهار برادریم و من سهم خودم را به شما بخشیدم . گفت : بسیار خوب ، آن سه برادر کجا هستند ، جواب داد : دو تا دیگر از برادرانم در ایران هستند و یکی در خارج از ایران
نزد آن دو برادر رفت و حلالیت طلبید و سپس بار سفر بست و به خارج از ایران رفت ( گویا برادر دیگر در شوروی بوده است ) و خود را به در خانه ی آن برادر رسانید و قصه را بیان کرد . آن برادر چهارم تعجب کرد که این فرد کیست که برای یک چهارم سیب این همه راه را طی کرده و به اینجا آمده تا حلالیت بطلبد . گفت : من سهم خودم را به شما بخشیدم ولی به یک شرط . و آن شرط این است : دختری دارم از چشم ، کور و از زبان ، لال و از گوش ، کر است اگر قبول کنی با او ازدواج کنی حلالت می کنم و الا نه
جوان قدری تامل کرد و پذیرفت
وقتی مراسم عقد تمام شد و داخل حجله رفتند ، عروس را حوریه ای از حوران بهشتی دید . از حجله بیرون آمد و به پدر دختر گفت : شما گفتید دخترتان کور و کر و لال است . گفت : آری ، من دروغ نگفتم ، گفتم : کور است چون تا به حال چشمش به نامحرم نیفتاده ، و اینکه گفتم : کر است ، گوش او صدای نامحرم و صدای ساز و آواز و غنا نشنیده ، و گفتم : لال است ، زبانش به دروغ و غیبت و ناسزا و تکلم با نامحرم باز نشده است . مدتها از درگاه حضرت حق درخواست می کردم که خدایا داماد خوبی که هم کفو این دختر باشد به من مرحمت کن . خدا دعای مرا مستجاب کرد و دامادی متقی چون تو که این همه مسافت راه را پیمودی ، برای این که یک چهارم سیبی را که خوردی حلال باشد نصیبم کرد .

از این ازدواج خداوند فرزندی صالح و بی نظیر ، عالمی ربانی افقه الفقهاء زمان شیخ احمد مقدس اردبیلی را عنایت فرمود
منبع: http://www.shiachat.com



نرم افزار مصباح الهدی برای موبایل
نرم افزار مصباح الهدی کتابخانه ای همراه درباره زندگی سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام می باشد. این نرم افزار شامل زندگینامه، تاریخ، سیره، فضائل، سخنان، یاران، کربلا، عاشورا، مقتل، اربعین، عزاداری، داستان، شعر، زیارت، کتابشناسی امام حسین علیه السلام و مسابقه می باشد. از امکانات این نرم افزار می توان به امکان ادامه مطالعه، پرش به صفحه مورد نظر و جستجو اشاره کرد.
ازقابلیت های جانبی نرم افزار نیز می توان به امکان تغییر تم با استفاده از کلید 7 و تغییر فونت با استفاده از کلید 1 اشاره کرد. در قسمت راهنمای نرم افزار نیز شرح کامل عملکرد کلید ها در نرم افزار آمده است.

حجم فایل: MB 1.6

برای دانلود نرم افزار اینجا را کلیک کنید.

منبع: همراه افزار





نیایش..

تعز من تشاء و تذل من تشاء

ای خدای بزرگ ای ایده آل غایی من، ای نهایت آرزوهای بشری، عاجزانه در مقابلت به خاک می افتم، تو را سجده میکنم،می پریستم، سپاس میگویم، ستایش میکنم که فقط تو آری فقط تو ای خدای بزرگ شایسته سپاس و ستایشی ، محبوب بشری فقط تویی، گمشده من تویی، ولی افسوس که اغلب تظاهرات فریبنده و زودگذر دنیا را به جای تو میپرستم، به آن ها عشق میورزم و تو را فراموش میکنم! اگر چه نمیتوانم آن را هم فراموشی بنامم، چون یک زیبایی و یک تظاهر فریبنده نیز جلوه توست و مسحور تجلیات تو شدن نیز عشق به ذات توست. من هر گاه مفتون چیزی شده ام، در اعماق دل خود  به تو عشق ورزیده ام؛ بنابرین ای خدای بزرگ، تو از این نظر مرا سرزنش مکن! فقط ظرفیت و شایستگی عطا کن تا هر چه بیشتر  به تو نزدیک  شوم و در راه درازی که به سوی بوستان بی انتها و ابدی تو دارم، این سبزه ها و خزه های ناچیز نظر مرا جلب نکنند و از راه اصلی باز ندارد.
در دنیا به چیز های کوچکی خوشحال می شوم که ارزشی ندارند و از چیزهایی رنج میبرم که بی اساسند. این خوشحالی ها و ناراحتی ها دلیل کم ظرفیتی من است. هنوز گرفتار زندان غم و اندوهم . هنوز اسیر خوشی و لذتم... کمند دراز آمال و آرزوها، بال و پرم را بسته، اسیر و گرفتارم کرده و با آزادی، آری آزادی واقعی خیلی فاصله دارم.
ولی ای خدای  بزرگ در همین مرحله ای که هستم احساس میکنم که تو مانند راهبری خردمندمرا پند و
اندرز میدهی، آیات مقدس خود را به من مینمایی و مرا عبرت میدهی! چه بسا که در موضوعی ترس و وحشت داشتم و تو مرا کمک کردی. چیزهایی محال و ممتنع را جنبه امکان دادی و چه بسا مواقع که به چیزی ایمان و اطمینان داشتم  ولی تو آن را از من گرفتی  و دچار غم و اندوهم کردی  و به من نمودی که اراده و مشیت هر چیز بدست توست. فعالیت میکنیم، پایین و بالا میرویم ولی ذلت و عزت فقط به دست توست...
قسمتی از دست نوشته های شهید دکتر چمران




قرآن کریم با ترجمه فارسی

نرم افزار قرآن کریم با ترجمه ی مهدی الهی قمشه ای محصولی از شرکت پارس آسان افزار می باشد. از امکانات این نرم افزار می توان به قابلیت جستجو ، پرش به سوره، آیه و یا جزء مورد نظر و علامتگذاری صفحات مهم اشاره کرد. این نرم افزار ترجمه ی آیات را بلافاصله بعد از متن عربی آن نشان می دهد. اشکال این نرم افزار نمایش متون در صفحات جداگانه است که کار خواندن را کمی با اشکال رو برو می کند.

 برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه


عسل در قرآن کریم

عسل غذای لذیذی است که از زنبور عسل به دست می‌آید و قرآن نیز بدان پرداخته است:
«فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ» (۱)

«خوردن عسل برای مردم شفاء است»


پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «لم یستشف المریض بمثل شربة العسل»(۲)

«هیچ مریضی، به مانند نوشیدن عسل شفاء پیدا نمی‌کند.»


واژه‌ی «شفاء» در قرآن، درباره‌ی خوردنی‌ها به کار نرفته است، مگر برای عسل. و نام یک سوره‌ای از قرآن، اختصاص به نحل (= زنبور عسل) داده شده است و قرآن درباره ‌ی وحی به زنبور عسل می‌فرماید:


«پروردگار تو به زنبور عسل وحی (و الهام غریزی) نمود که از کوه‌ها و درختان و داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند، خانه‌هایی برگزین و تمام ثمرات (و شیره‌ی گلها) بخور (خوردن در اینجا مجاز است منظور نوشیدن خاص است) و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است براحتی بپیما. و از شکم‌هایشان شرابی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود که در آن برای مردم شفا است بیقین در این امر نشانه‌ی روشنی است برای جمعیتی که می‌اندیشیدند.»(۳)



ادامه


اسوه ی خوبی ها از نگاه خوبان-۲
با سلام،قسمت اول این مطلب را میتوانید از اینجا ببینید.
...
آثار وبرکات حسین بن علی (علیه السلام)


 1-  سیدالشهداء پدرامامان نه گانه


الف- پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) خطاب به امام حسین (علیه السلام) :


ای حسین! خداوند متعال نُه امام از نسل تو انتخاب کرده، که نهمین آنها قائم آل محمد (عجل الله تعالی وفرجه) می باشد.(۱)


ب- چنانکه ازامام باقر و امام صادق علیهم السلام روایت شده است که فرموده اند:

خداوند، عوض قتل امام حسین، چهار ویژگی به آن حضرت عطا فرموده است:

اول: امامت را در ذریّه او قرارداده است.


دوم: شفاء را در تربت آن جناب قرارداده است.


سوم: کنار و زیر قُبّه اودعا مستجاب می باشد.


چهارم: ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمی شود.(۲)



ادامه ی مطلب را در صفحه ی بعد مشاهده کنید.
 


ادامه


  1    2  >>
آرشیو
این رو هم ببین
موضوع بندی
Copyright © 2009 rozane.blogsky.com
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج نام منبع اشکالی ندارد