X
تبلیغات
دیجی چارتر
رایتل
روزنه ی امید!

آمار و RSS


فید این وبلاگ



  Spreadfirefox Affiliate Button
بقیه دوستان
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
بهترین بابای دنیا

امروز روز پدر بود
نمیدونم کدوم هامون به بهترین بابای دنیا روزشو تبریک گفتیم؟
هدیه ای هم براش آماده کردیم؟
اصلا از خدا خواستیم که ببینیمش و دستشو ببوسیم؟
راستی، بچه های خوبی براش بودیم؟
نمیدونم، امروز روز پدر بود...





بررسی روایت " نحن معاشر الانبیاءلا نورث"

اثبات عدم تطابق روایت ( نحن معاشر الانبیاءلا نورث ...)از اهل تسنن با آیات قرآن از آیات الله سبحانی
           پس از درگذشت رسول گرامی اسلام ، حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم نخستین مسالة فقهی که درحزب حاکم مطرح گردید، مساله ارث برجا گذاشتن پیامبر گرامی بود. دراین مساله، نظر حزب حاکم این بود که، پیامبران مطلقاً ازخود به ارث برجای نمی گذارند ودراین مورد حدیثی از پیامبر نقل می کردند که آن حضرت فرمود : ما گروه پیامبران طلا، نقره، زمین وخانه ارث نمی گذاریم ؛ ایمان وحکمت ودانش وحدیث ارث میگذاریم ؛ وگاهی به این حدیث استناد می جستند وگاهی به احادیث مشابه آن از قبیل:
‹پیامبران ارث نمی گذارند› یا ‹ پیامبر چیزی ارث نمی گذارد› یا ‹چیزی به ارث نمی گذاریم انچه از ما میماند صدقه است باید درراه خیر مصرف شود.›(1)
اینها ترجمه های احادیثی است ،که حزب حاکم وپیروان آنها پس از استقرار حزب ، به آن تمسک جسته واز این طریق خواسته اند اموالی که از پیامبر به جای مانده بود جزء بیت المال بیاورند .
          درباره این احادیث از دو طریق می توان سخن گفت:
1-    آیا این احادیث یا این نوع حدیث ، از نظر موازین حدیث شناسی صحیح است ویک قاضی میتواند بر چنین حدیث واحادیثی تکیه کند وترکة پیامبر را از دست فرزندان او بگیرد وبه بیت المال باز گرداند؟.....

برای مشاهده ی متن کامل ادامه‌ی مطلب را مشاهده کنید.


ادامه


حضرت محسن (ع)
کدام روز برای اهل بیت (ع) از همه سخت تر بوده است ؟
روزی که آغاز و ریشه ی همه مصائب اهل بیت (ع) روزی که در ان خانه نوبت را اتش زدند و می خواستند اهل خانه را نیز بسوزانند ! روزی که فاطمه (ع) به شهادت رسید .
پیامبر (ص) فرمود : خدایا ، لعنت کن کسی را که بر دو پهلوی فاطمه (ع) می زند به طوری که فرزندش را سقط می کند.   بحارالانوار: ج 28 ص 39
امیرالمؤمنین(ع) در قنوت نماز چنین دعا می کرد:خدایا ، به خاطر جنینی که سقط کردند و پهلوی که شکستند و سندی که پاره کردند آنان را لعنت کن . المصباح (للکفعمی ): 553
ولادت غم انگیز محسن (ع) همانا روز شهادتش نیز بود ، و کیفیت شهادتش قبلاً پیشگویی شده بود .
محسن (ع) عزیز پیامبر (ص) بود وان حضرت قبلا نام او را تعیین کرده بود .
امیرالمؤمنین (ع) فرمود :اگر فرزندان سقط شده شما روز قیامت شما را ببیند در حالیکه نامی برای آنان نگذاشته اید ، سقط به پدرش گوید : چرا برای من نامی تعیین نکردی در حالیکه پیامبر (ص) محسن (ع) را قبل از اینکه به دنیا بیاید نام گذاری کرده بود .   بحارالانوار ج43 ص195
چه سوزناک که پیامبر (ص) از شهادت یادگار خود خبر دهد و بفرماید : این شهادت در اثر ضربتی است که بر دخترم فاطمه (ع) وارد می شود .
محسن (ع)اخرین پسر علی و زهرا (ع) ان قدر با عظمت است که خداوند در قران از او یاد کرده است . همچنین روز شهادت او که اولین شهید راه ولایت است به عنوان روز آغاز مصائب اهل بیت (ع) اعلام گردیده است .
در قران از حضرت محسن (ع) با عنوان « زنده به گور » یاد شده است .
مفضل از امام صادق (ع) پرسید: ای مولای من، درباره ی آیه ی « و َ اِذَََََََا الموؤدة سئلت،بای ذنب قُتلت » یعنی « وقتی درباره ی زنده به گور بپرسند که به چه جرمی کشته شد ؟ »چه می فرمایند ؟
حضرت فرمود :ای مفضل ! بخدا قسم منظور محسن (ع) است ، چرا که مصداق این ایه از ما اهل بیت است و نه غیر ما .



گوشه هایی از زندگی آیت الله العظمی بهجت

ضمن عرض تسلیت به مناسبت رحلت آیت الله بهجت، با هم گوشه هایی از زندگی با برکت اشان را میخوانیم:

آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت (ره) اواخر سال 1334 (ه ق) در فومن استان گیلان دیده به جهان گشود.
به گزارش شبکه خبر به نقل از واحد مرکزی خبر؛ تحصیلات ابتدایی حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس ازتحصیلات ادبیات عرب در 1348 (ه ق) هنگامی که حدود 14 سال از عمر شریفش می ‏گذشت، برای تکمیل دروس حوزوی عازم (عراق) شد و حدود 4 سال در کربلای معلی اقامت کرد.

آیت الله العظمی بهجت علاوه بر تحصیل علوم رسمی از محضر استادان بزرگ آن سامان ، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویی (غیر از آیت الله العظمی خویی معروف) بهره برد و در سال 1352 (ه ق) برای ارائه تحصیل به نجف اشرف رهسپار شد و سطح عالی علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضی طالقانی (ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام حاج آقای ضیاء عراقی و میرزای نائیینی (ره) در حوزه درسی آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی وارد شد .

افزون بر این، ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانی وحاج شیخ محمد کاظم شیـرازی (ره) صاحب حاشیه برمکاسب و درحـوزه علوم عقلی ، کتـاب (الاشارات والتنبیهات) و اسفار را نزد آیت الله سید حسین بادکوبه‏ای (ره) فرا گرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالی پرداخت و درتالیف کتاب (سفینة‏البحار) با محدث کبیرحاج شیخ عباس قمی (ره)همکاری کرد.

آیت الله العظمی بهجت در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از کودکی محضر عالم بـزرگوار (سعیدی) و در کربلا از برخی علمای دیگر بهره برد، تا اینکه در نجف اشرف در 17 سالگی با آیت حق علامه قاضی (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان اخلاقی - عرفانی ایشان درآمـد.

وی سرانجام در سال 1364هق مطابق با 1324 (ه ش) قلبی صیقل یافته ازمعنویت و سینه ‏ای مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله باری از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت کرد و در زادگاهش تشکیل خانواده داد.

آیت الله العظمی بهجت درحالی که آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور از قم زمانی کـه هنوز چند ماهی ازمهاجرت آیت الله بروجردی (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقیم شد وپس از شنیدن خبر رحلت استادان بزرگ حوزه علمیه نجف ، درشهر مقدس قم رحل اقامت ‏افکند.

ایشان در قم از محضر آیات عظام حجة ‏الاسلام و المسلمین کوه کمره‏ای و آیت الله العظمی بروجردی بهره ها برد.

معظم له پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشت .

تالیفات حضرت آیت الله العظمی بهجت عبارت اند از : یک دوره کامل اصول، حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری (ره) و تکمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاة، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشیه بر کتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروی، چندین مجله تقریبا یک دوره فقه فارسی، حاشیه بر مناسک شیخ انصاری (ره).

بعد از فـوت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلـد اول و دوم کتـاب ذخیره العباد (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشت.

آن مرجع عالیقدر پس از 96 سال زندگی پربار و سال ها جد و جهد علمی 27 اردیبهشت 88 بـه دیدار معبود شتافت.
منبع: سایت شبکه خبر




شدت و بی تابی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در فراق پدر

رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌واله) مصیبتی بس گران و سخت بر کوچک وبزرگ و مرد وزن مسلمان بود. شهر مدینه در این سوگ، یکپارچه ناله فریاد گریه وشیون شد؛ آن چنان که گویی فریاد انبوه حجاج در مراسم حج است. بدیهی است که بر خاندان پاکش بویژه حضرت علی(علیه‌السلام) فاجعه ای طاقت فرسا و سهمگین بود؛ چه اگر بر کوه ها فرود می آمد توانایی تحمل و بر دوش کشیدنش را نمی داشتند.

دیگر مردمان،غیراز فرزندان عبد المطلب، یکدیگر راتسلیت می گفتند، به دعوت به صبر و شکیبایی دعوت می کردند یا اینکه با جگر سوختگان در گریه و زاری هم نوا می شدند.

در این میان، تنها حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) بود که غم و اندوهش از همه بیشتر بودو لحظه به لحظه بر شدت آن افزوده می شد. حضرتش هفت روز در خانه عزاداری می فرود. روز هشتم برای زیارت قبر پدر از خانه بیرون آمد؛ در حالی که دامنش به زمین کشیده می شد و پاهایش در چادرش می پیچید و از شدت گریه و اشک چیزی را نمی دید.نزدیک قبر پیغمبر که رسید ، چنان بی تاب شد که خود را روی قبر انداخت و بی هوش شد. زنان همراه، به صورت مبارکش آب پاشیدند تا به هوش آمد. سپس با ناله ای جان سوز و گریه ای شدید، خطاب به پدر چنین فرمود:

«پدر جان! توان و طاقتم تمام شده است. دشمن شماتت و سرزنشم می کند. اندوه و غم مرا از پای در خواهد آورد.

پدر جان! پس از تو، تنها و سرگردان، یکه و حیران شده ام.صدایم خاموش و پشتم خمیده، زندگی ام پریشان و روزگارم تیره شده است.

پدر جان! بعد از تو (در تنهایی ام ) نه انیسی برای خود می یابم و نه کسی را که (سیلاب) اشکم را باز دارد.» ...

سپس حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به خانه بازگشت و شب و روز مشغول گریه و زاری بود. نه اشکش خشک می شد و نه ناله اش فرو می نشست.لذا گروهی از مردم مدینه خطاب به امیر المؤمنین عرض کردند: ای ابوالحسن، فاطمه(سلام‌الله‌علیها) شب و روز گریه می کند و ما نه شب آرامش داریم و نه روز خدمت شما رسیده ایم تا بگوییم که از فاطمه(سلام‌الله‌علیها) بخواهید یا شب گریه کند یا روز.

حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) در پاسخشان فرمود: «پیغامتان را به او می رسانمسپس به خانه نزد حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)- که هنوز گریه می کردند- تشریف آوردند. حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) که متوجه حضور مولا(علیه‌السلام) شدند، برای آسایش ایشان قدری سکوت کردند. امام به ایشان فرمودندای دخت پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله)!بزرگان مدینه از من خواسته اند که از تو تقاضا کنم یا شب گریه کنی یا روز

حضرت فاطمه عرضه داشتند:

«ای ابوالحسن! زندگی و ماندن من در میان آنان بس کوتاه خواهد بود و بزودی از میانشان غروب خواهم کرد. به خدا سوگند، نه شب ساکت می مانم نه روز تا اینکه به پدرم رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) بپیوندم.»

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند:

«ای دخت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) هر آنچه که خواهی بکن»

سپس حضرت علی(علیه‌السلام) دور از شهر مدینه، در بقیع ، اتاقکی برای حضرت فاطمه بر پا داشتند که «بیت الاحزان» نام گرفت.حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) هر روز صبح امام حسن و امام حسین(علیه‌السلام) را جلو انداخته، گریه کنان به بیت الاحزان رفته و تا شب میان قبر ها به گریه و زاری می پرداختند. شب هنگام امام علی(علیه‌السلام) تشریف آورده آنان را باز می گرداندند.1

(بر گرفته از کتاب "کلبه احزان" ترجمه "بیت الاحزان" شیخ عباس قمی مترجم محمد باقر محجوب القلوب)

 

1)     بحار الانوار43: 175-176؛عوالم العلوم11: 157-260




کتاب خاتمیت

ما مسلمانان اعتقاد داریم که پیامبر ما حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر آسمانی و آخرین فرستاده ای است که خداوند برای زمینیان فرستاده است و بعد از ایشان دیگر دین جدیدی نخواهد آمد و دین اسلام هم آخرین دین و کاملترین دین تا روز قیامت خواهد بود. اثبات این مطلب از چندین نظر با اهمیت است:

1- با اثبات خاتمیت راه برای ادیان دروغین که ادعای دین الهی و جدید را دارند بسته میشود (مکاتب مختلف، دیانت دروغین بهاییت و...)

2- با اثبات خامتیت ثابت میشود که دین اسلام کاملترین و جامع ترین دین الهی است.

3- مسمانان در امر دین اسلام محکمتر خواهند شد.

در زمینه ی خاتمیت پیامبر اکرم (ص) تاکنون کتب زیادی از علمای جدید و قدیم اسلام منتشر شده است و هر یک به گونه ای کوشیده اند تا با استفاده از آیات و روایات و حتی کتب آسمانی دیگر اثبات کنند که پیامبر دین اسلام آخرین پیامبر و فرستاده الهی میباشد.

یکی از کتب ارزشمند و جدید در این زمینه کتاب خاتمیت اثر معلم شهید مرتضی مطهری میباشد که با پرداختن به ابعاد گوناگون مسئله خاتمیت به گونه ای مناسب و با ادله قوی مسئله را روشن ساخته اند و به شبهات نیز در این زمینه پاسخ داده اند.

امروز برای خوانندگان عزیز وبلاگ این کتاب را برای دانلود قرار داده ایم. میتوانید کتاب خاتمیت را از اینجا دانلود کنید.

همچنین چند کتاب از استاد مطهری و چند کتاب در مورد ایشان را نیز میتوانید در کتابخانه ی مطهر سایت تبیان مشاهده کنید. مشاهده ی کتابخانه ی مطهر سایت تبیان




شهادتین بر ولایت امام علی(ع) در اذان، ناشی از اصول قرآنی و روایی

 شهادتین بر ولایت امام علی(ع) در اذان، ناشی از اصول قرآنی و روایی است زیرا قرآن ایشان را «ولی» معرفی می‌کند و روایات هم بر استحباب این امر دلالت دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)‌، متن ذیل پاسخ آیت‌الله‌العظمی سبحانی به این مطلب است که چرا شیعیان در اذان به ولایت حضرت علی(ع) شهادت می‌دهند؟
آیت‌الله سبحانی در این‌باره معتقدند که شیعیان در تمام بلاد شیعی، در اذان پس از شهادت بر رسالت پیامبر گرامی(ص)، بر ولایت امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب(ع) گواهی می‌دهند. در این‌باره توضیح چند نکته ضروری است:
1. تمامی فقهای شیعه بر این نکته اتفاق نظر دارند که شهادت ثالثه «شهادت بر ولایت علی(ع) » جزو اذان نیست و لذا هنگامی که فصول اذان را می‌شمارند، آن را هجده فصل بیشتر نمی‌دانند که عبارتند از: 4 تکبیر، 2 بار شهادت بر وحدانیت خدا، 2 بار شهادت بر رسالت پیامبر(ص)، 2 بار «حیّ علی الصلاة»، 2 بار «حی على الفلاح»، 2 بار «حیّ على خیر العمل»، 2 تکبیر و 2 بار تهلیل و این سخنی است که فقهای شیعه جملگی بر آنند.
2. اگر فردی شهادت سوم را به عنوان جزئی از اذان بگوید، کار حرامی مرتکب شده و گناه کرده است.
3. شهادت سوم در اذان، بدون قصد جزئیت جایز و یا مستحب است و این استحباب، دو مبنا دارد: علـی(ع) به حکم قـرآن و حـدیث رسول گرامی(ص)، ولیّ خـداست. امام صادق(ع) فرمود: هرگاه به رسالت پیامبر(ص) شهادت دادید، بر ولایت علی(ع) نیز گواهی دهید.
در اثبات اصل نخست و اینکه علی(ع) ولی خداست، گذشته از حدیث متواتر غدیر و روایات متواتر که پیامبر گرامی(ص) کراراً فرموده است: یا علیّ أنت ولیّ کلّ مؤمن بعدی(کنزالعمال:6/396، حدیث 6048). قرآن مجید نیز بر ولایت علی(ع) تصریح کرده است، آنجا که می‌فرماید: «إِنّما ولیُّکُم اللّهُ ورسولُه وَالّذینَ آمَنُوا الّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاة وَهُمْ راکِعُون * وَمَنْ یَتَوَّلَ اللّه وَرَسُولهُ وَالّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزبَ اللّه هُمُ الْغالِبُون:تنها ولی و سرپرست شما خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند; همانها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، حزب و جمعیت خدا پیروز است» سوره مائده، آیه55 و 56.
مفسران اتفاق نظر دارند که این آیه در حق امیر مؤمنان علی(ع) وارد شده است، آنگاه که فقیری وارد مسجد شد و از مردم درخواست کمک کرد و حضرت که در حال رکوع بود، با انگشت خود به فقیر اشاره کرد که انگشتر را از دست او برگیرد و در آن هنگام دو آیه یاد شده فرود آمد.
مدارک نزول این حدیث فزونتر از آن است که در اینجا ذکر شود، اما به عنوان نمونه به این موارد اشاره می‌کنیم: (تفسیر طبری:6/86; ابو بکر جصاص: أحکام القرآن:2/542; ابوالحسن واحدی نیشابوری در اسباب النزول:148; زمخشری در کشاف:1/422و مرحوم علاّمه امینی نزول آیه را در حقّ علی‌ابن ابی‌طالب علیه السَّلام از 66 منبع سنی نقل کرده است، حتّی حسان بن ثابت که در واقعه حاضر بود، چند بیتی درباره این رویداد گفت که یکی را یادآور می‌شویم:
فأنت الذی أعطیت إذ أنت راکع فدتک نفوس القوم یا خیر راکع. یعنی تو کسی هستی که در حال رکوع بخشیدی، ارواح دیگران فدای تو گردد، ای بهترین رکوع کننده). بدین ترتیب، با توجه به آیه مذکور و آیات و روایات متعدد دیگر، آشکار می‌شود که امیر مؤمنان(ع) ولی و سرپرست مؤمنان از جانب خدا است.
در خصـوص نکته دوم نیز قـاسم بن معاویه، از اصحاب امام صادق و کاظم(ع)، از آن حضرت چنین نقل کرده است:«هر گاه کسی از شما به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر گواهی داد، برای تکمیل شهادت به ولایت علی(ع) نیز گواهی دهد» (احتجاج طبرسی:83).
بنابر آنچه گفته شد، احدی از شیعیان آن را به عنوان جزئی از اذان نمی‌گوید وحتی برخی در اقامه برای اینکه از دیگر اجزا تمیز داده شود، فقط یک بار آن را می‌گویند و در این‌صورت مشکلی در این مورد نخواهد بود. 

منبع: ایکنا




چند خبر از دنیای اسلام و تشیع

شیعیان جزء جدا ناپذیر جامعه عربستان هستند.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از رسا ، امیر نایف عبد العزیز وزیر کشور عربستان در دیدار با علما و اندیشمندان شیعه این کشور که روز گذشته در قطیف صورت پذیرفت وجود هرگونه تفاوت میان شیعیان با سایر مردم این کشور را نفی کرد و بر مساوات آنان با پیروان دیگر مذاهب تاکید کرد.

وی شیعیان را جزء‌ جدا ناپذیر جامعه عربستان خواند و گفت: همگان شاهد بوده اند که شیعیان عربستان ملی گرایی و عشق به وطن را به اثبات رسانده اند و هیچ اقدامی علیه امنیت ملی نکرده اند لذا باید با آنان مانند سایر مردم تعامل و همکاری کرد.

وزیر کشور عربستان افزود : باید با همه مردم به صورت یکسان عمل نمود و از همه آنان نیز انتظارات یکسانی داشت.


دستور نخست وزیر عراق برای توسعه حرم امام علی(ع)
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از  ابنا، «نوری المالکی»، نخست‏وزیر عراق در دیدار با مسئولان آستان مقدس حیدری در نجف اشرف از تشکیل کمیته‏ای جهت نظارت بر توسعه و گسترش حرم امام علی(ع) خبر داد.
بر پایه بیانیه‏ای که از سوی مرکز اطلاع‏رسانی عراق منتشر شده آمده است: هیئت امنای آستانه مقدس حیدری طرح‏هایی را به نخست‏وزیر ارائه داده و مالکی فرمان توسعه هرچه سریعتر حرم را صادر کرده است.
این در حالی است که طرح توسعه بین‏الحرمین در کربلای معلا با اعتراض مغازه‏داران این منطقه مواجه شده است





خصوصیات و کرامات مرحوم خوانساری

مرحوم خوانساری همواره مردی ساده زیست بود و با اینکه وی پرداخت‏ شهریه طلاب تهران، مشهد، قم و نجف را بر عهده داشت هرگز در آنها تصرف نکرد و تا آخر عمر در منزلی اجاره‏ای زندگی می‏کرد.
از دیگر اخلاقیات ایشان این بود که ایشان احتیاط را اصل مسلم زندگی خود قرار داده بود و احتیاط آیت‏الله خوانساری در امور شرعی زبانزد عام و خاص بود.
خصوصیت دیگر ایشان تواضعش بود، به طوری که هر کسی بر ایشان وارد می‏شد، مرحوم خوانساری با این سن کهن به احترامش می‏ایستاد و مخصوصاً برای سادات احترامی بیشتر قایل بود.
از کرامات مرحوم خوانساری، ماجرای عمل جراحی ایشان است، که آیت الله خوانساری طبق اصول استنباطی خود معتقد بود مجتهد و مرجع تقلید هیچ‏گاه نباید در حال بیهوشی باشد در غیر این صورت بعد از به هوش آمدن، تمام مقلدین باید دوباره نیت تقلید از او کنند. به این خاطر وقتی نیاز به عمل جراحی پیدا کرد، اجازه نداد او را بیهوش کنند. سوره‏ای از قرآن را شروع کرد. تا سوره‏اش تمام شد، عمل جراحی نیز به پایان رسید بدون آنکه احساس درد در سیمای ملکوتی‏اش نمایان شود.

منبع: اعتقادات




  1    2    3    4    5    ...    10  >>
آرشیو
این رو هم ببین
موضوع بندی
Copyright © 2009 rozane.blogsky.com
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج نام منبع اشکالی ندارد